کتاب ابشالوم، ابشالوم!

اثر ویلیام فاکنر از انتشارات نیلوفر - مترجم: صالح حسینی-دهه 1930 میلادی

ابصالوم، ابسالوم! یک رمان توسط نویسنده آمریکایی ویلیام فاکنر است که برای اولین بار در سال 1936 منتشر شد. رمان پیش از آن، در طول و پس از جنگ داخلی، داستان درباره سه خانواده آمریکای جنوبی است که تمرکز بر زندگی توماس سوپن است. منتشر شده در سال 1936، Absalom، Absalom! توسط بسیاری به عنوان شاهکار ویلیام فاکنر در نظر گرفته شده است. اگر چه ساختار پیچیده و منحصر به فرد رمان ها خوانندگان را دچار مشکل می کند، کتاب های ادبی شایسته آن را در صفوف بهترین رمان های آمریکایی قرار می دهند. این داستان مربوط به توماس سوپپن، مرد فقیری است که ثروت پیدا می کند و سپس به یک خانواده محترم ازدواج می کند. جاه طلبی و نیاز شدید او برای کنترل، خرابکاری و ویرانی خانواده اش را به همراه دارد. داستان های خنده دار توسط چند راوی بیان شده است، به خواننده اجازه می دهد تغییرات در حماسه را مشاهده کند، همانطور که توسط سخنرانان مختلف بیان شده است. این روش غیر معمول یکی از مسائل مهم رمان را مورد توجه قرار می دهد: به چه میزان مردم می توانند حقیقت را درباره گذشته بدانند؟


خرید کتاب ابشالوم، ابشالوم!
جستجوی کتاب ابشالوم، ابشالوم! در گودریدز

معرفی کتاب ابشالوم، ابشالوم! از نگاه کاربران
تصویر بالا در اولین نسخه گردنبند گردنبند منتشر شده در سال 1936 توسط Random House مورد استفاده قرار گرفت. این تصویری است که من در ذهنم داشتم. متعلق به صومعه صد واسطه ساخته شده توسط توماس Sutpen. این صد گیاه برای 100 مایل مربع، اندازه جغرافیایی مزارع است. 100 مایل مربع زمین برابر با 64000 هکتار است. به عبارت دیگر یک مکان بزرگ است. اصول کلی این است که توماس سوپپن خودش را امپراتوری ساخته است. این گیاهان خیلی بزرگ بودند که نیاز به مقدار باور نکردنی نیروی انسانی برای حفظ تولید آنها داشت. اختراع مکانیکی به اندازه کافی برای ارائه دستگاه هایی که صاحبان کاشت ها نیاز به چنین وسیعی از زمین را دارند، پیشرفت نکردند. هنگامی که زمین خود را بیشتر از شما می توانید کار کنید و یک استخر کار در دسترس برای حفظ صنعت خود وجود ندارد ... چه کاری انجام می دهید؟ خوب، ما می دانیم که آنها چه کردند، اما چه باید کرد؟ تقریبا در سال 1800 زمانی که پنبه شاه شد، زمانیکه تقاضا برای بردگان به طور نمادین افزایش پیدا کرد. قحطی سیب زمینی در ایرلند در سال 1845 اتفاق افتاد که هزاران آواره ایرلندی را به ایالات متحده منتهی کرد، اما این موج مهاجرت خیلی دیر شده بود تا جنوب از بیش از حد اقتصادی وابسته به بردگی شود. حالا من نمی خواهم از مهاجران ایرلندی یا مهاجران چینی که به بردگان پیوسته اند، حمایت نکنم، اما اگر این صاحبخانه ها نتوانسته بودند سیستم کشاورزی ناقص اما هنوز بهتر از برده داری از کشاورزان مستاجر را دریافت کنند، راه حل بهتر برای تاریخ ما بوده است؟ در نهایت فناوری با نیازهای صاحبان زمینهای بزرگ روبرو خواهد شد که می توانند کشاورزان روستایی را برای کارهای صنعتی آزاد کنند که شمال را چنان قوی ساخته است. شاید در دسترس بودن این استخر کار، تولید در جنوب را تشویق کند. بعضی از کشاورزان مستحکم تر می توانند خود مالکین زمین شوند، زیرا گیاهان از دست خانواده های اشرافی جنوب به علت مرگ ناگهانی یک مؤمنی یا به علت مدیریت سوء استفاده نابود شده اند. یک دنیای کامل نیست، بلکه دنیای بهتر و شاید شاید فقط از یک جنگ داخلی پر هزینه که برای جنوب تا به امروز تاکنون به طور کامل بهبود نیافته است اجتناب ورزیم. اما پس از آن ادبیات جنوب یکسان خواهد بود؟ من احترام متقابل توماس سوپن را دارم او به عنوان یک پسر خواسته شد پیامی را به مالک ثروتمند کاشته در ویرجینیا ارسال کند. او در حالی که یک برده او را فریب داده بود، صاحب مزرعه را تماشا کرد و با کفش هایش در یک انبار کوبید. توماس خواسته شد برای ارسال پیام خود به بیرون بروید. او هرگز کمی را فراموش نخواهد کرد. او در شب بیدار می ماند و فکر می کند که چه چیزی می تواند در مورد آن انجام دهد. او در هندوستان غرق می شود و دوباره به ایالات متحده، به ویژه می سی سی پی می رود، با سیاه پوستان زبان عجیب و غریبی صحبت می کند. @ او حتی یک نجیب زاده نبود. او با اسب و دو اسلحه و نامی که هرگز قبل از آن شنیده بود به اینجا آمده بود، می دانست که بیشتر از خود اسب خودش بود یا حتی اسلحه، و به دنبال جایی برای پنهان کردن خودش بود. Quentin Compson موضوعی است که طرح را با هم میپوشاند. همانطور که روسی کالدفیلد و پدرش و تعدادی از افراد دیگر به او داستان هایی در مورد شهرستان یوک ناپاتاوفا می گویند، سرش با سندی پیچیده از محل تولد او پر می شود. @ کوئنتین با آن رشد کرده است؛ نام های تنها قابل تعویض بودند و تقریبا هزاران. دوران کودکی او پر از آنها بود؛ بدنش یک سالن خالی بود که با نام های ضرب و شتم ذوق زده بود؛ او یک موجود، یک نهاد بود، او یک کشور مشترک بود. @ Quentin زمان بیشتری را با روسی کالدفیلد صرف می کند، اما او به خاطر خاطراتی که نیاز دارد برای شنیدن شکاف داستان در سرش را بشنود. @ کوئنتین .... نشستن در حشره دار در کنار زن عروسک عجیب و غریب که با چتر پنبه او روبرو می شود، بوی گرمی پخته گرانده شده = گوشت، کافور گرم دمیدن را در چنگال های قدیمی شال، دقیقا احساس می کند مانند خون و پوست لامپ الکتریکی، از آنجایی که حشره نداشتن هوای کافی برای خنک شدن با حرکت، باعث ایجاد حرکت کافی در داخل بدنش نمیشد تا عرق پوستش را به وجود آورد. @ خانواده هایی که در این ایالت در می سی سی پی برای نسل ها زندگی کرده اند نیز همان افراد هستند که توماس سوپپن، این تازه وارد را در نظر گرفت. هنگامی که او با موفقیت از یک سرزمین سرزمینی سرگردان شد، آنها در مورد آن فریاد زدند، اما پس از آنکه به نفوذ و ثروت ادامه داد، ساختن یک زندگی راحت از هیچ چیز؛ آنها شروع به نگرانی کردند این فرصت برای آنها تمام عمر آنها بوده است، اما یک مرد با جسارت از خارج از کشور برای دیدن پتانسیل (یا فساد برای انجام آن) اتفاق افتاده است. او یک همسر را از یک خانواده خوب بیرون آورد و جامعه با نشان دادن به عروسی نشان داد که مخالفت خود را نشان می دهد. توماس سوپپن، به سختی متوجه شد که جامعه علیه او علیه او بوده است، او را به زانو درآورد و پسر و دخترش را به راه انداخت و برای خودش زندگی کرد و او را به عنوان یک پسر در ویرجینیا آرزو کرد. جنگ داخلی اتفاق می افتد تقریبا هر انسان توانایی برای خدمت به آن دعوت شده است. توماس پسرش هنری دور از مدرسه است و با چارلز بون دوست است که به دلیل تشویق او از ...

مشاهده لینک اصلی
من دوست دارم فکر کنم فاکنر، زنده بود، یک بطری خالی بوربون را روی سر JRR Tolkien خراب کرد و برخی از آبمیوه های تنباکو را بر روی JK Rowling برای این پروژهای آب نبات و مشارکتشان در افزایش لکنت خوانندگان در همه جا تف میکرد. من بیشتر دوست دارم فکر کنم که پس از نوشتن، @. . . و در مقابل کوئنتین، خانم کالدفیلد در سیاه و سفید ابدی که او برای چهل و سه سال در حال حاضر پوشیده بود، خواه برای خواهر، پدر و یا هر کسی که هیچ کس نمی دانست، نشسته بود به آرامی در صندلی مستقیم سخت است که برای او بلند بود که پاهای او آویزان مستقیم و صاف به نظر میرسد که انگشت شستشو و مچ پا را از روی زمین پاک می کند و از آن هوای خشم ناتوان کننده و استاتیک مانند پاهای بچه جلوگیری می کند و در این صدای شگفت انگیز مبهم سخن می گوید تا زمانی که گوش شنوایی نداشته باشد و حس شنوایی و جسم طولانی مرده از سرخوردگی ناتمام اما ناخوشایندش ظاهر می شود، همانطور که با خلاصهای ناخوشایند ناشی می شود، آرام بی نظیر و بی ضرر، از گرد و غبار فراگیر و رویا و پیروز. صدای او متوقف نمی شود، فقط از بین می رود. @ او قلم خود را پایین گذاشت و لبهایش را در هوا گرفت و گفت: \"تو که همینگوی است که شما دمار از روزگار سختی لعنتی!\" اگرچه شاید یک نسخه رومانتیزه از او داشته باشم .

مشاهده لینک اصلی
Absalom، Absalom! - ویلیام فاکنر رمان مرگ دنیای قدیم توسط بسیاری از محققان فاکنر به عنوان شاهکار او، Absalom، Absalom! در سال 2012، توسط گروه Goodreads خوانده شد. در سال 2012، \"Trail Literary Trail of the Southern\" خوانده شد. پادشاه به شدت منتقل شد، و به سمت محوطه بر روی دروازه رفت و گریه کرد: و او رفت، و او گفت: \"ای پسر پسرش ابسالوم ، پسرم، پسرم آست اسلوم! خداوند من برای تو فوت کرده است، ایسسسلام، پسرم، پسرم! دوم ساموئل، 18:33، نسخه پادشاه جیمز به اندازه کافی عالی، Absalom، Absalom! در 1936 هر دو منتشر شد. هر دو رمان جنوب قدیم بودند. با این حال، در حالی که مارگارت میچل تصمیم به رمانتیک شدن این جامعه داشت، ویلیام فاکنر هر عنصر عاشقانه خیالی را از داستان هایی که در اطراف ظهور و سقوط توماس سوتپن، مردی با طراحی سلسله ای پدرسالار بود، حذف کرد اما همه چیز را در تلاش او از دست داد فالکلر ابتدا رمان خود را،Dark House، @ نامگذاری کرد، اما همانطور که او داستان پیچیده خود را نوشت، داستان پادشاه داوود و پسرش آستالوم را به عنوان مناسب تر با شکل توماس سوپپن و خانواده اش تصویب کرد. این یک رمان بود که فاکنر با شروع از اشتباهات، کارهایش به عنوان فیلمنامهنویس هوارد هاوکس و مرگ برادر کوچکترش دین که در اثر سقوط هواپیما در سال 1935 درگذشت، با شکست روبرو شد. او به عنوان گیج کننده و ناتوان از درک است. فالکنر فرض برای داستان Sutents هیچ کس کسی قادر به دانستن آنچه که حقیقت است. تاریخچه آمالگام اسناد، حافظه و گفتن آن است. یکی از همکاران وکیل من به عنوان شعار او، @ تصریح واقعیت است. @ برای خوانندهAbsalom، Absalom! @ کاملا شبیه به عضو هیئت منصفه، گوش دادن به شهادت از چند شاهد، وزن رفتار آنها، شهادت آنها، تعصبات و تعصبات آنها، دیدن نمایشگاهها و در نهایت، به عنوان یک گروه تعیین کننده حقایق پرونده مورد رسیدگی در برابر آنها است. فالکلر شخصیت و داستان خود را در ذهن داشت. مشکل او این بود که چگونه داستان توماس سوپپن و زندگی فرزندانش را که در گذشته توسط شخصیت های موجود در ظاهر ظاهری رمان رخ داده بود، بگوید. در میان مقالاتی که در آن نوشته بود، نمودار جریان بود که نشانگر منابع اطلاعات است و اساس کاراکترهای آن چیزی بود که آنها انجام دادند. در بالا، توماس Sutpen، در اصل به نام چارلز بود. از Sutpen، یک خط به روس کلفیلد، که خواهر خواهر شوهرش بود، جریان داشت. خط دیگر به سمت عمومی کامپسون، تنها نامزد او، به پسرش Quentin Compson II چسبیده بود. در مرکز در پایین صفحه کار Quentin Compson III است، که ما در اصل در The Sound و Fury ملاقات می کنیم. کونتین با ارتباط مستقیم خود با روپا کولفیلد، که داستان را از منظر او، و از اطلاعاتی که پدر و پدربزرگش به او داده است، به Sutpen مرتبط است. کونتین به عنوان موضوع اصلی به نظر می رسد که ما @ evidence @ را در مورد توماس Sutpen یاد می گیریم. سپس، فاکنر در یک رشته ساختار، خواننده را با هم اتاقی کوئنتین هاروارد، شرو مک کانن، یک بیگانه، یک کانادایی، فراهم می کند که پرسش ها و تفسیر خود را از اطلاعات کوانتین فراهم می کند. ساختار فاکنر به نحوی بسیار شبیه به خوردن است یک انگور، برگ های ظریف از پوست آن را لایه برداری می کند، گوشت مناقصه را از پایه برگ بریده، تا زمانی که رسیدن به قلب ناخودآگاه، ظرافت نهایی و یا به لحاظ ادبی، خواننده را به حقیقت تبدیل کنیم. توماس سوپپن به نظر می رسد جفرسون، یوک ناپاتوافا کانتی، میسیسیپی، در سال 1833. او یک رمز و راز است. او یک مرد بدون گذشته است، بدون یک نسل. او همچنان در مورد جایی که از آن آمده است یا منبع ثروتش که او را به خرید صد مایل مربع از زمین Ikkemotubbe از Chickasaw قدیمی خریداری می کند. با او، سوپپن دارای گروهی از بردههای غولپیکر وحشی است که در زبان ناشناخته ساکنان جفرسون صحبت میکنند. Sutpen نیز با او یک معمار فرانسوی را به عهده دارد که ساختمان خانه بزرگ Sutپس را طراحی و هدایت می کند. این اطلاعات توسط راسا کولفیلد، خواهر الن، که دادگاه های Sutpen را به طور قاطعانه ارائه می دهد، ارائه می شود. با اشاره به سوپن به عنوان مرد-اسب دیو، رزا افسرده و متعصب خود را در برابر Sutpen را نشان می دهد. از آنجا که پیش از مرگ او، الن مسئولیت محافظت از فرزندانش، جودیت و هنری را زمانی که دیگر زنده نیست، ایجاد می کند. Sutpen به طور مختصر به رزا پیشنهاد می شود تا همسر دومش تبدیل شود، اما پس از توهین به سوپپن به دلیل دلایل دیگری که در رمان بعدا ایجاد می شود، او را ترک خواهد کرد. نه تنها خواندن @ Absalom @ کمی شبیه به ناهار خوری در artichoke است همچنین بسیار شبیه لایه برداری پیاز، لایه بعد از لایه است. از طریق پدربزرگ و پدر کامپسون می آموزیم که سوپپن از کوه های غرب ویرجینیا، از یک خانواده فقیر، آمده است. Sutpen از یک درب ورودی ویرجینیا Tidewater برده شده توسط یک برده تبدیل شده است. این رد شدن تمایلات مبهم را تقویت می کند تا به عنوان یک مرد ثروتمند باشد. تعطیلات ...

مشاهده لینک اصلی
شروع به خواندن عباسالم، ابسالوم! ممکن است در ابتدا احساس کنید که مانند دوستانتان در حال صحبت کردن با یک گفتگوی مهم هستید اما چون نیمی از آن را از دست دادید نمیتوانید بگویید که چه کسی آن را درک کرده و به همین دلیل آن را جذب می کند - و آنها ™ مجددا تمرکز می کنید که آنها نمی توانند و شما را به درخواست شما دعوت نکنند، لطفا از آنها شروع کنید. همه چیزهایی که می توانید انجام دهید این است که سعی کنید حس کلمات کلیدی و نشانه هایی را که می توانید درک کنید و سعی کنید تا برای خودتان - حداقل تا کنون - بیت های روایت را دریابید. البته، شما همچنین می توانید خودتان را ببخشید و برخی از حریم خصوصی را به آنها بدهید - اما شما یک کتاب عالی را از دست می دهید. مانند ساخت مروارید: قارچ ها که کربنات کلسیم را در لایه های متخلخل به عنوان مکانیسم دفاعی در برابر عوامل مضر بالقوه تهدید کننده (مانند انگل در داخل پوسته یا حتی دانه های شن و ماسه در موارد نادر)، انحلال آن را از گوشته خود برابر است. این که من چگونه می خواهم تصور کنم ویلیام فاکنر این رمان را نوشت: او طرح و شخصیت هایش را ایده آل کرد و سپس متوجه شد که چیزی که غم انگیز است به آن ها اتفاق می افتد که مرگ آنهاست - تحریک کننده تهدید کننده: جنایت - و به جای داستان او به طور معمول، او به آرامی آن را محافظت و جدا شده با لایه ها و لایه های مختلف از دیدگاه های مختلف از رادیوی غیر قابل اعتماد. در چند راه مختلف می توان گفت همان داستان؟ آیا هر یک از اینها (خود) وجود دارد؟ به طور عمده، چهار نفر هستند - رزا کلدفیلد، پدر و پسر، جیسون و کوئنتین کامپسون و شرو مک کانن، هم اتاقی دوم - در تلاش برای درک و در نهایت ایجاد احساس آنچه آنها در مورد وقایع که در طول یک قرن رخ داده است، به عنوان سرنوشت خانواده Sutpen، Coldfield و Bon از 1800 تا اوایل 1900 است. هر یک از این چهار صدای - که در برخی مواقع همه راوی داستان هستند - برخی از دانش در مورد آنچه رخ داده در دوره های خاصی از زمان است. با این حال، بخشی از آن دانش، حدس و گمانه زنی یا تفسیری است که براساس دیدگاه های خودشان است، و به همین ترتیب برای ما - که خواندن یک داستان از کسی که از یک داستان از دیگران شنیده می شود، می شود مراقب باشید که چه چیزی را می توانیم به عنوان واقعیت و یا صرفا نتیجه گیری شخصی فرض کنیم. در حالی که خانم روسا، که به لحاظ احساسی درگیر شده بود و بخش مهمی از این فاجعه بود، روایت او را با احساسات و تعصب، روایت می کند؛ زیرا کامپسون از یک حساب شنوا و سخنی استفاده می کند، زیرا این همه از پدرش شنیده می شود؛ Quentin و Shreve رویکرد موضوع را بیشتر عینی - در سیاه و سفید، به طرز جادویی ممکن است با توجه به این کتاب خاص - فقط خلاصه تمام اطلاعات آنها را از منابع مختلف به دست آمده، در حالی که هنوز تلاش برای مشخص کردن دلایل اساسی در همه از اقدامات شخصیتی. طرح اصلی این است که اساسا در مورد ظهور و سقوط توماس سوپپن، یک مرد فقیر سفید پوست است که از زمان نوجوانی یک پروژه برای زندگی اش دارد: یک عمارت بزرگ، یک خانواده و وارثان نام خود را به انجام برسانند. رسیدن به جفرسون، می سی سی پی، او قادر به به دست آوردن برخی از زمین و در طول چند سال، عمارت غنی اش را ساخت. گام بعدی پیدا کردن یک همسر: الن کالدفیلد، یک زن محلی است که ازدواج کرده و به او دو فرزند می دهد: هنری و جودیت. به نظر می رسد که همه کارها براساس برنامه هایش انجام می شود تا زمانی که هنری، که اکنون در دانشگاه است، به خانه اش برای کریسمس به ارمغان می آورد دانش آموز همکار و بهترین دوستش چارلز بون که الیان کالدفیلد امیدوار است با دخترش ازدواج کند. امکان ساده این عروسی عواقب شدید زندگی در زندگی سه خانواده را به همراه می آورد و تنها از طریق تجزیه و تحلیل گذشته خود ما می توانیم درک کنیم که چرا یک قتل غیرمنتظره رخ داد و چگونه این طرح ها را تغییر داد و چگونه احساس می کرد که او خواهد بود دوباره تلاش کنید. با تکمیل شایستگی های این کتاب، فاکنر به ما تقلید های زیبا و جالبی می دهد، جملات طولانی پروستین و از عناصر بصری زیادی برای نشان دادن احساسات شخصیت استفاده می کند و هنوز هم می تواند راه های منحصر به فرد را در که تمام داستانپردازان خود می توانند خود را بیان کنند و به عنوان صداهای منحصر به فرد خود ایستاده باشند. نه در همه قسمت ها به نظر می رسد یک راوی واضح است، اما از طریق توجه به جزئیات و آشنا شدن با رفتارهای آنها، آسان تر خواهد بود که صدای خود را که می شنوید تشخیص دهید. در حالیکه داستان واقعا جالب است و شما تا کنون کنجکاو هستید تا متوجه شوید که واقعا چه اتفاقی برای خانواده ها افتاده و برای یک رویاپرداز قابل اعتماد که فقط کارت ها را برای شما گذاشته است، نوآوری های سبک و داستان های فاکنر که در اینجا کار می کنند، چیزی است که واقعا توجه من را جلب کرده و بیشترین تاثیر را بر من داشت. من ابسالوم، ابوزالوم را یافتم! به طوری خوب نوشته شده است که من فقط نمی توانم کمک کنم اما بیشتر از چند بار تعجب می کنم - چگونه او تا به حال ایده آل چیزی شبیه به این؟ برای آن: 5 ستاره، کمتر.

مشاهده لینک اصلی
آیا تا به حال به یکی از دختران انتزاعی Picassos نگاه کرده اید؟ شما می دانید که من منظورم است. زن دارای سر است که در آن بینی برجسته بینی، چهره را به دو قسمت تقسیم می کند. دیگر قسمت های بدن، به شدت غیرمستقیم، به نظر می رسد که در همه جا بچرخند و بچرخند. شما برای مدتی به آن فکر می کنید، سر خود را کاملا متقارن تکان دهید، انگشتان ظریف و سرسام آور خود را به شکلی شیک و شیک خود قرار دهید، و فکر می کنید،here یک انسان در آنجا وجود دارد. من می توانم تمام قسمت های بدن را ببینم اما چرا اینقدر باور نکردنی عجیب و غریب به نظر میاد؟ @ خب، اینطوریه که من احساس خواندن این رمان را داشتم. اگر مجبور بودم در یک عبارت خلاصه می شد: Convoluted، convoluted! به خاطر شما، من نمی خواستم هرکسی را از این تلاش ها منع کنم. من از کسانی که در بینی صحبت می کنند، می دانم که بسیار بهتر از خواندن دوم است. اگر به عقب به پیکاسو بروم، شاید همه آن دست و پا را از بین ببرند و، به خوبی، می دانید، چیزهای دیگر تغییر می کنند و به طور ناگهانی به نظر می رسند. و اگر به فاکنر بازگردم، شاید همه آن شخصیت ها، قطعات، فریبنده ها، مجدد چرخش ها و مونولوژ های کشیده شده آن، دور و ناگهانی به عنوان یک رمان معمولی معنا پیدا کنند. اما نمی دانم، آیا هرگز به عقب برگردم. اما این فقط من است

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ابشالوم، ابشالوم!


 کتاب مادر
 کتاب به خدای ناشناس
 کتاب آس و پاس در پاریس و لندن
 کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید
 کتاب زمین انسان ها
 کتاب سال ها