معرفی کتاب جلاد

اثر پرلاگر کویست از انتشارات فرهنگ آرش - مترجم: اردوان صدقی آزاد-دهه 1930 میلادی

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ جمعه 9 تیر 1396
Le bourreau=Bödeln, Pär Lagerkvist
عنوان: جلاد؛ نویسنده: پر لاگرکویست؛ مترجم: اردوان صدقی آزاد؛ تهران، فرهنگ آرش؛ 1393؛ در 118 ص؛ شابک: 9786009299898؛ موضوع: داستانهای نویسندگان سوئدی - قرن 20 م


خرید اینترنتی کتاب جلاد
معرفی کتاب جلاد
جستجوی کتاب جلاد در گودریدز

معرفی کتاب جلاد از نگاه کاربران
Le bourreau = Bödeln = The Hangman: Play, Pär Lagerkvist
Pär Fabian Lagerkvist (23 May 1891 – 11 July 1974) was a Swedish author who received the Nobel Prize in Literature in 1951.
تاریخ نخستین خوانش: بیست و پنجم جولای سال 2016 میلادی
عنوان: جلاد: نمایشنامه؛ نویسنده: پار (پر) لاگرکویست؛ مترجم: اردوان صدقی آزاد؛ تهران، فرهنگ آرش؛ 1393؛ در 118 ص؛ شابک: 9786009299898؛ موضوع: داستانهای نویسندگان سوئدی - قرن 20 م
پار فابیان لاگرکویست: شاعر، نمایشنامه نویس، مقاله نویس، داستان کوتاه نویس و رماننویس سوئدی بودند که در سال 1951 میلادی برنده جایزه نوبل ادبیات شدند. ایشان ادبیات را از اوایل بیست سالگی تا اواخر هفتاد سالگی خویش ادامه دادند. لاگرکویست در آثار خویش بیشتر با مسائل سیاسی و اجتماعی و عقیدتی مانند مسئله خوب و بد در وجود انسان درگیر بودند. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
اثری بینظیر از «پرلاگر کویست» که یادش همیشه زنده و گرامی باد
دوستانِ گرانقدر، این کتاب از دو بخش تشکیل شده است: در بخش اول «جلّاد» در دورۀ قرون وسطی و در یک میخانه نشسته است و دستش را روی داغِ جلّادی، برپیشانی گذاشته است. و کسانی که در میخانه در حال نوشیدنِ مشروب هستند، با دیدنِ «جلّاد» شروع به بحث و گفتگو در موردِ خیر و شر و همچنین خودِ «جلّاد» میکنند.... در بخشِ دوم از کتاب، «جلّاد» در زمانِ قبل از جنگ جهانی دوم، در کلوبِ شبانه ای نشسته است و دستش را روی داغِ جلّادی، برپیشانی گذاشته است... و مردمانی که در حال رقصیدن و مست کردن هستند با دیدن «جلّاد» شروع به بازگو نمودن عقاید و افکارشان میکنند... عزیزانم، درکل، «جلّاد» سمبولِ مهیبِ یک فکرِ قرون وسطایی است که بر پایۀ خرافات بنا نهاده شده است و حاملِ این معنی است که خیر میتواند از شر به وجود آید و خشونت و بی رحمی و خونریزی به نحوی مرموز، موجباتِ ترقی و پیشرفت را فراهم می آورد.. و این خودِ انسان های بی خرد هستند که با کردار و رفتارشان، «جلّاد» را فرا میخوانند و با شور و اشتیاق به تماشای خونریزی مینشینند و هر قدمی که انسانها بر میدارند، شاید در ظاهر خیر باشد ولی در غایت برای بشریت حکمِ شر و فساد دارد
برخی از جملات و سخنانی که در این کتاب بینِ مردم رد و بدل شده را به انتخاب در زیر برای شما بزرگواران مینویسم
------------------------------------------------------------------------------
بچه هایی که بیمار به دنیا می آیند و دردهای وحشتناک دارند، آنها را میتوان مداوا کرد، اگر یک ذره خونی که از سرِ شمشیرِ «جلّاد» میچکد به آنها بدهی تا بخورند... یا اینکه خونِ یک قاتل را که هنوز گرم است به آنها بدهی... روحِ شیطانی در شفا دادن معجزه میکند
-----------------------------------------------------------------------------
فقط خوک و کفتار و لاشخور نیستند که با مرده خوری زندگی میکنند، ما انسان ها هم همینطوریم
-----------------------------------------------------------------------------
بله، «جلّاد» قدرتهایی دارد که دیگران ندارند. شرارت همین که به آدم چیره بشود، دیگر دستبردار نیست... «جلّاد» هم میتواند آدم بکشد و هم میتواند آدم شفا بدهد
------------------------------------------------------------------------------
جلّاد میداند که رنج بردن یعنی چه، وقتی کاری را که مجبور است انجام بدهد، خودش هم عذاب میکشد. همیشه پیش از آنکه کارش را انجام بدهد از محکوم طلب بخشش میکند
------------------------------------------------------------------------------
این هیچ ایرادی ندارد که «جلّاد» عده ای را میکشد، آدم خیلی زیاد است. آدم خوب و شریف هم همینطور... همیشه آنهایی که بهترین هستند زنده میمانند
------------------------------------------------------------------------------
شدت و خشونت، عالی ترین نحوۀ بروز قدرتهای جسمی و معنوی انسان است.. ما در مورد هرکس که عقایدی غیر از عقاید ما داشته است، اصلِ اخته کردن را با شدت اجرا میکنیم... مردم خودشان میخواهند و دوست دارند تا شلّاق روی سرشان باشد
------------------------------------------------------------------------------
دنیا هرگز چنین چیزی به خودش ندیده است. مثلِ یک عبادتِ دسته جمعی میماند. با توده های مردمی که با ایمان انتظار میکشند تا نعره هایِ فرد گمراه را در حالی که دارد اصلاح میشود، بشنوند
------------------------------------------------------------------------------
ما باید یک جنگ داشته باشیم.. جنگ لازم داریم.. جنگ یعنی سلامت، و هر مملکتی که جنگ نخواهد، مملکتِ بیماری است.. ما جنگ می خواهیم. ما خونریزی می خواهیم
------------------------------------------------------------------------------
جلّاد میگوید: من محکومم که به شما خدمت کنم، و با وفاداری و ایمان به شما خدمت میکنم. خون اعصار به دست من ریخته شده است و به خاطر شما روح خودم را هم از خون پُر کرده ام و عطشی که شما برای خون دارید بر من چیره میشود و کورم میکند و من وحشیانه میدوم و مرگ و ویرانی را در سراسر زمین پراکنده میکنم... چرا من باید این رنج را تحمل کنم؟ رنج همۀ وحشت و گناهی که شما به وجود آورده اید.. چرا باید خون بشریت در درون من ناله کند؟ چرا باید لعن های گناهگاران و عذاب های بیگناهان، بر روح بیچارۀ من انباشته شود؟
-----------------------------------------------------------------------------
زمانی که نوبت به عیسی رسید و قرار بود مصلوبش کنم، به من گفت که این تقدیر اوست که برای بشریت عذاب بکشد و بمیرد و خود را منجی میدانست... اما زمانی که مطمئن شد که قرار است با او چه کنم، ترس وجودش را گرفت و شروع به لرزش کرد و به خدا گفت: ای پدر اگر ممکن است این تقدیر را از من بگردان، امّا پاسخی نشنید... و زمانی که او را اینگونه دیدم فهمیدم که او منجی یا پسر خدا نیست... او یک انسان معمولی بیش نبود و دست هایش همچون دستهای یک خردسال بود که کوبیدنِ میخ به آن دستهایِ ظریف دلخراش بود... او یک انسانِ عادی بود که جانش را برای شما گذاشته بود و زمانی که مردم او را میخ شده بر صلیب دیدند، هلهله و فریادِ شادیِ آنها بلند شد، هرگز چنین شادی و شوری در محلِ اعدام ندیده بودم. و به مردمی که مسیح را منجی میدانستند، میخندیدند و فحش میدانند و همانطور دوباره به عذاب کشیدن مسیح نگاه میکردند و میخندیدند
------------------------------------------------------------------------------
اهریمن و یا همان «جلّاد» میگوید: شما خدای خودتان را به سنگ مبدّل کرده اید. و او قرن هاست که مرده است. پدرم میدانست که میخواهد زندگی بر روی زمین به چه صورت باشد و من را به سوی شما فرستاد... بله، خدا همچون یک جذامی بر تختش متلاشی شده است و اما من، مسیحِ شما، زنده ام... من هر روز شما را با خون رستگاری میبخشم، امّا شما مرا هیچ وقت مصلوب نمیکنید... من آرزوی روزی را دارم که شما انسان ها از صحنۀ گیتی پاک شوید و عاقبت دست من استراحت کند
-----------------------------------------------------------------------------
امیدوارم از خواندنِ این کتاب بسیار خواندنی، لذّت ببرید
«پیروز باشید و ایرانی»


مشاهده لینک اصلی
این دومین و آخرین کتاب پائر لجرکویست بود. اولین بارم بارباس بود و بسیار شبیه آن رمان، The Executioner یکی دیگر از داستان های خوب (ترس خدا) در مقابل شیطان (بی خدا) است، کاملا خلاص شدن از هر گونه تعارض واقعی است. در اینجا بارابا عمدتا یک کشش گرانقیمت بود تا راه خود را از دست بدهد، حداقل نیمه اول The Executioner چند خنده را ارائه می دهد. بدرستی، آنها حیله گر می خندند در حماقت ترسیم شخصیت های بی انصافی و افکار و عقاید اشتباه و غلط آنها. با این حال، در نهایت به نکته باور نکردنی (به معنای واقعی کلمه) خشونت و حماقت می افتد، به پایان می رسد در یک خنده دینی ضعیف و کودکانه است که اجرا می شود حدود یک دهم کل صفحات شمارش می شود. قابل پیش بینی است و راه آن بسیار آسان است. منطقی بودن آن به نوشتن و تنظیم عجیب و غریب که پیش از آن است، کاملا غیر منطقی است با توجه به عقل سلیم داده شده است. به عنوان تکمیلی به کتاب مقدس، ممکن است پر از خواندن ساده Pont، کافی است، اما به عنوان ادبیات در قرن 21، آن را به طرز وحشیانه کوتاه است. ديدگاه جهاني نمايش داده شده است و نقاط ساخته شده اند از نظر ناديده انگاشته اند و نزديک به صفر هستند و با هرچيزي جز افراطي ها (بدي و بد) روبرو نيستند و روان شناسي و انگيزه هاي شخصيت ها به سختي لمس مي شوند. پس از همه، شما یا یک کودک از خدا یا یک کودک شیطان است - هیچ زمین میانی وجود ندارد، و یا اگر وجود دارد، آن فقط یک شکل خفیف از بی خدا، از دست دادن است. همه ما می دانیم چگونه یک گناه کار می کند، درست است؟ بدون توجه به این موضوع. هیچ دلیلی در توضیح انگیزه ها وجود ندارد، چرا که یا شما خدایان را کار می کنید و یا شیاطین را انجام می دهید. عیسی نجات می یابد! â € \"اوه، مسیح! (Pun در نظر گرفته شده) یک نویسنده خوب داستان داستان و توسعه شخصیت. Lagerkvist جایگزین کسانی که با سنت های مذهبی و کلیشه ها، که او پس از آن اجازه می دهد تا از قوس داستان قابل فهم قابل پیش بینی عمل می کند. تهوع و خستگی ناشی از آن، به این معنی است که در نهایت وقت خود را صرف صحبت کردن بر روی هوش شما می کند. خواندن Lagerkvist به من یادآوری می کند که عمه مرحوم من که سندرم داون داشت، به من یادآوری می کند. او دنیایی دقیقا مانند لجرکویست را دید. به سادگی، از لحاظ فیزیکی، و بدون تفاوت. دنیای عهد عتیق که توسط نیروهای مسیحی خوب و بد کنترل می شود، همه چیز به طور مستقیم با ایمان یا عدم وجود آن قابل توضیح است. Lagerkvist به عنوان ظریف و به عنوان ظریف به عنوان چکش خدا است. من متن مذهبی ذهن نیست. آنچه که من ذهنم را انجام می دهم، متون صالح، محافظه کارانه و موعظه ای هستند مانند آنچه که توسط لجرکویست نوشته شده است. آنها کمی به من تحریک می کنند، بله، اما نهایتا آنها فقط من را تحمل می کنند. و بدتر از آن، آنها قادر به روشن کردن نیستند، زیرا آنها موفق به چالش کردن من نمی شوند. در نهایت به نظر می رسد که جوک های من، از آنجا که پر از جایزه نوبل برای آثار او دریافت کرد. اما به نظر من، بسیار شبیه به اسکار، فقط یادآوری آن است که چنین جایزه ها فقط توسط چند عضو هیئت مدیره داده می شود، و این مانند هر انسان ناقص دیگر، این اعضا ممکن است و اغلب افرادی را که مایل نیستند، جشن بگیرند. منصفانه فرض می شود که در اوائل قرن بیستم، هیئت مدیره چندین مسیحی بیشتر از مسیحیان کتاب مقدس را شامل می شود تا امروز.

مشاهده لینک اصلی
رضا DAzdAr edirlE ™، CE ™ llad ™ دوباره هر دو آنها ™ میر او ™.-I ™ N افکار vermiAYE ™ متر R O CE ™ llad اسیر تا ™ ™ نیز کدان اشعه ± ± برای اجرای ™ - این فقط یک ماده ماه است، هر چند، سرگرم کننده تر از نگاه کردن به مردم است. بله، این است، بله، نه. نه، این درست است و خوب نیست. واقعا مهم نیست من اعظم ™ N ™ FE ™ gArmAAYE ™ متر یک زن AldArE ™ bilmirdi ± Z ™ ...- GerAE ™ تی دانش به Ola szAmdAr، نوع تا به حال در Ha انجام نمی دانستم علی ™ KMA دلیل vurulmuAYdu او، از آن kAtAyAn ™ ndaca vurulmuAYdu یقه ± Â ° ± ...- دیدن ™ تی شرط ™ الکترونیکی را ببینید! HAMA ± بای dAAYdA آن را به پمپ می شود ™ DBE ™ xt او به او نگاه کرد، او به بالکن نمی رفت، و او نمی کرد!

مشاهده لینک اصلی
1933. سوئدی این کتاب، در زمان قرون وسطایی که در حال حاضر در حال حاضر با هم در حال حاضر (1930s - ظاهرا یک دولت فاشیستی) است، وجود یک اعدام را در نظر می گیرد. او در گذشته مورد ترس قرار گرفته است، در حالی که در حال حاضر در حال احترام است. من از بخشهایی که در میان قرون وسطی را نشان می دادم بسیار لذت بردم: جریان بسیار غم انگیز اما طبیعی از داستان ها و احساسات. در مقابل @ present @ time یک نمایش سوریانه پرستش قهرمان، نژادپرستی، خشونت و چرخش عجیب و غریب در داستان بود. این کاملا سورئال است. به طور معمول موضوع مرگ و زندگی غالب است - بخشی از لجرکویست ها بر انسانیت تمرکز می کنند. یک داستان عجیب و غریب، اما یکی که در ذهن ها جا افتاده است.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب جلاد


#جایزه نوبل ادبیات - #داستان تاریخی - #ادبیات داستانی - #ادبیات کلاسیک - #ادبیات سوئد - #دهه 1930 میلادی - #انتشارات فرهنگ آرش - #پرلاگر کویست - #اردوان صدقی آزاد
#انتشارات فرهنگ آرش - #پرلاگر کویست - #اردوان صدقی آزاد
کتاب های مرتبط با - کتاب جلاد


 کتاب روزهای برمه
 کتاب ابشالوم، ابشالوم!
 کتاب خاک خوب
 کتاب داشتن و نداشتن
 کتاب خوشه های خشم
 کتاب اسب سرخ