کتاب دنیای قشنگ نو

اثر آلدوس هاکسلی از انتشارات نیلوفر - مترجم: سعید حمیدیان -دهه 1930 میلادی

دنیای قشنگ نو نمایان‌ترین اثر هاکسلی است. بعضی از منتقدان طنز این کتاب را بیش از حد تلخ و تند می‌دانند. پرخاش توفنده‌ای که هاکسلی به صنعت‌گرایی دیوانه‌وار انسان امروز می‌کند، در عین حال هم امید او را به بشر و هم نومیدی او را از بشر نشان می‌دهد. به یک اعتبار در تحلیل آخر، این کتاب را باید خوشبینانه دانست، زیرا با وجود تهدید همه جانبه‌ای که حیات بشر را احاطه کرده‌است، هاکسلی به بقای او اعتقاد دارد. از طرف دیگر شاید بتوان گفت که هاکسلی «امروز» را هجو می‌کند نه آینده را. ناکجاآباد فردای او همین خراب آباد امروز ماست. «دنیای قشنگ نو» از اعقاب جمهوریت افلاطون است و به گفته‌ی یکی از ناقدان، هاکسلی اتوپیا را از آن جهت علم می‌کند که دیگر هرگز علم نشود. آخرین سخنش این است که امکان زیستن هست ولی این‌گونه زیستن زندگانی نیست.


خرید کتاب دنیای قشنگ نو
جستجوی کتاب دنیای قشنگ نو در گودریدز

معرفی کتاب دنیای قشنگ نو از نگاه کاربران
اولدوس هاکسلی در سال 1932 جهان جدید شگفت انگیز نوشت. این تقریبا هشتاد سال پیش بود، اما در این کتاب چنین می خوانیم که می توانست دیروز نوشته شود. (به ویژه برای من جالب بود که چگونه هاکسلی توانست پیش بینی آینده مهندسی ژنتیک و اقدام فیزیکی را به نمایش بگذارد. لعنت). من فکر می کنم این یکی بهتر از سال 1984 بود، کتاب به طور سنتی به عنوان همتای آن در نظر گرفته شده است. واقعا مطمئن نیستید که چرا این چنین است، اما احتمالا به این دلیل است که این شخصیت شخصیت بیرونی واضحتری دارد (سوجج) که می تواند جهان را از دیدگاه جداگانه ای که هکسلی ایجاد کرده است ببیند. به این ترتیب، من آخرین کلمه را به پست نیل پست می زنم که در مورد تفاوت های بین دیدگاه ارول و هوسلیس درباره آینده صحبت می کرد: @ چه اوورل از آنها متأثر بود کسانی بودند که کتاب را ممنوع می کردند. آنچه هکسلی ترسید این بود که هیچ دلیلی برای ممنوعیت یک کتاب وجود ندارد، زیرا هیچ کس نمی خواست آن را بخواند. اورول از کسانی که اطلاعات ما را محروم می کردند ترسید. هاکسلی از کسانی که به ما خیلی اهمیت میدهند، ترسیدند که ما را به انفعالی و خودکامه تبدیل خواهیم کرد. اورول از ترس از حقیقت از ما پنهان شد. هاکسلی ترسید که حقیقت در دریا از بی توجهی غرق خواهد شد. اورول از اینکه ما را تبدیل به یک فرهنگ مسلحانه می کند، ترسید. هاکسلی ترسید که ما تبدیل به یک فرهنگ بی اهمیت می شویم، مضطرب با برخی از معیارهای احساس، نارنجی ارگانیک و سنگاپور گریز از مرکز. همانطور که هاکسلی در \"بازسازی جهانی شجاع\" اظهار داشت، لیبرتارین های مدنی و عقل گرایان که همیشه با هجوم مخالفت با استبداد مواجه می شوند، اشتیاق تقریبا بی نهایت برای حواس او را نادیده می گیرند. در نوزده و هشتاد و چهار نفر توسط درد ناشی از کنترل می شوند. مردم در جهان شجاع نیویورک از طریق لذت بردن کنترل می شوند. به طور خلاصه، اورول از ترس اینکه از آنچه ما نفرت داریم، ما را خراب کنیم. هاکسلی ترسید که آنچه ما دوست داریم، ما را خراب می کند. @

مشاهده لینک اصلی
جهان شجاع جدید، چشم انداز آینده است که در آن علم (در نهایت) تمام وقت برای تامین نیازهای ما قرار می گیرد. بعضی از ایده ها ممکن است کمی بحث برانگیز باشند (به دلیل ایده های پیش بینی شده ما)، اما ما باید باهوش باشیم ...! ارتباط جنسی. زیست شناسی می آموزد که جنس به معنای آن است. قرار دادن محدودیت در رابطه جنسی به همان اندازه احمقانه است که محدودیت هایی را در صندلی قرار دهید. و مانند صندلی ها، زنان به معنای پنوماتیک هستند. @ اوه دختره پر زرق و برق داره شگفت انگیز پنوماتیک مامان شما را شگفت زده کرد. @ DIRTH. چرا انسان مدرن باید با آن کنار بیاید؟ هر شخص آگاه اطمینان می دهد که آن ناخوشایند است: همه گوشت و خون و درد. علم این مشکل را با پیشرفت تکنولوژی تولید مثل حل می کند: تفکر خارج از جعبه. @ که آخرین ما را به ارمغان می آورد @ ادامه داد: آقای فاستر، از قلمرو تقلید صرفا وحشیانه طبیعت به جهان بسیار جالب اختراع انسان. @ بچه ها. اگر شما به یک سوپر مارکت بروید، می بینید که خیلی از والدین بد را دیده اید. چگونه اغلب شما می خواهید به مرحله ای برسید و وضعیت را اصلاح کنید؟ اجازه دهید کار مهمی را برای ساخت شهروندان از دست آماتورها انجام دهد. دلیل خوبی برای بعضی از زبان های ناپاکی که ما استفاده می کنیم عبارتند از کلمه * مادر *. @ به طور پراکنده، [خانه] یک سوراخ خرگوش بود، یک پنهان، داغ با اصطکاک زندگی با شدت بسته بندی، با احساسات رنج می برند. چه دلخوری های خسته کننده، چه روابط خطرناک، دیوانه و ناخوشایند میان اعضای گروه خانوادگی! به طرز وحشیانه، مادر بیش از فرزندانش (فرزندانش) از آنها مانند گربه بیش از بچه گربه ها بر آنها غرق می شود؛ اما یک گربه که می تواند صحبت کند، یک گربه که می تواند بگوید، @ من کودک، کودک من، @ بارها و بارها @ PEACE OF MIND. این چیزی است که همه ما می خواهیم. با این حال، ما باید با ترافیک، تلفن های همراه گمشده و صداهای بلندتر به رقابت بپردازیم. نا امیدی شما احساس می کنید نتیجه یک واکنش شیمیایی در مغز شما است. بنابراین طبیعی است که علم باید یک راه حل شیمیایی ارائه دهد. Agram در زمان موجب صرفه جویی در نه @ DEATH. مشکل اینجاست که مرگ نیست. این نگرش ما نسبت به آن است. روانشناسی دقیق به ما کمک می کند تا بی تفاوتی کامل و به این ترتیب زمان زیادی را از دست بدهیم. @ ... چه بدبختی مرگبار او ممکن است به این بیگناهان ضعیف انجام دهد؟ لغو تمام تهدید مرگ آور سلامت خود را با این حیرت زده بی حوصلگی \"همانطور که اگر مرگ چیزی وحشتناک بود، همانطور که هر یک به همان اندازه که همه چیز مهم است! @ کتاب. این فقط برای اطلاعات مرجع و واقعی مورد نیاز است. خواندن در خود عمیقا ضد اجتماعی است. و اگرچه خطر کمی برای کسی است که واقعا شکسپیر را بخواند، کارهای او به ویژه در تحریک زمان انداختن اندیشه ها بسیار پیچیده است. آیا آنها شکسپیر را خواندند؟ خواسته های خود را در هنگام آزمایش در آزمایشگاه های بیوشیمی، از گذشته گذراندم. کتابخانه ی مدرسه. @ فوق العاده نیست، @ گفت: سر معشوقه، سرخ شدن. @ کتابخانه ما @ گفت که دکتر گافنی، @ شامل تنها کتاب مرجع است. اگر جوانان ما نیاز به حواس پرتی داشته باشند، می توانند آن را در احساسات خود بدست آورند. ما آنها را تشویق می کنیم که در هر سرگرمی های انفرادی شرکت کنند. @ RELIGION. پوچ بودن دین، خودآزمایی است، همانطور که هر فرد غیر متعهد می داند. اگر ایمان وجود داشته باشد، بگذارید آن روشن باشد. اجازه دهید آن را در علم باشد @ همانطور که اگر کسی به هر چیز غریزی باور کرد! یکی به چیزها اعتقاد دارد، زیرا به آنها اعتقاد دارد. پیدا کردن دلایل بد برای آنچه که برای دیگر دلایل بد اعتقاد دارید - این فلسفه است. مردم به خدا اعتقاد دارند، زیرا آنها به خدا اعتقاد دارند. @ LOVE. عشق، ایده متحد در هر یک از موضوعات فوق است - قطعا مخرب ترین مفهوم که تا کنون وجود دارد. البته شکسپیر عمدتا مسئول برتری آن است. جهان شجاع جدید جهانی بدون درد، بدون گرسنگی، با راحتی کامل است. این جهان بدون عشق است. @ جامعه، هویت، ثبات @

مشاهده لینک اصلی
این کتاب یک رویکرد متفاوتی از نوع غیر معمول را ارائه می دهد. بر خلاف Orwells 1984، Dystopia Huxleys یکی است که هر کس از آن خوشحال است. با این حال، آنها تنها به معنای بی اهمیت تر خوشحال هستند: آنها زندگی لذت های ساده را هدایت می کنند، اما بدون علم، هنر، فلسفه و مذهب زندگی می کنند. به طور خلاصه، بدون معنای عمیق زندگی می کند. اگر چه انتظار می رود که مردم در طول ساعت کار سخت و کارآمد کار کنند، در ساعات خاموش مردم به صورت مادری زندگی می کنند، هرگز ذهن خود را درگیر نمی کنند و خود را با جنسیت و مواد مخدر رضایت می دهند. فرضیه کتاب من بسیار جالب است. با این حال، اعدام فاقد آن است. شخصیت ها به طور خاص دلسوز نیستند و در واقع آنها کاملا مسطح هستند. بدتر اینکه، هکسلی نمیتواند توضیح دهد چرا این آینده محبت کنترل شده اشتباه است. خواننده به این نکته پی برده است که این در واقع یک تردید است که به عنوان اتوپیایی مطرح می شود، اما وابستگی هاکسلی به این احساس یک شکست فلسفی است. این بار نویسنده است که ما را با آنچه که ما می دانیم بدست آورده است، به ما نشان نمی دهد، بلکه برای توضیح منبع دانش است. هکسلی تلاش می کند تا چیزی را که در فصل دوم تا آخر توضیح داده شده است، بحث بین @ Savage @ که در خارج از تمدن رشد کرد و Mustalpha Mond، یک کنترل جهانی. با این حال، تلاش کوتاه می شود، چون ماند پاسخ های مختصر به تمام سوالات وحشیان است و Savage فاقد آموزش و / یا قدرت فکری برای پیدا کردن دلیل در پشت احساسات خود است. در طول گفتگو، Mond اشاره به فیلسوف فرانسیس برادلی و اعتبار او با این ایده که فلسفه، پیدا کردن دلیل بد برای آنچه که توسط غریزه اعتقاد دارد، ممکن است. این در نظر گرفتن این مطلب است که هکلی موافق است و هیچ تلاشی برای ساختن یک دلیل منطقی ندارد چرا که جهان که خلق کرده است بد است. با این حال، من این را کاملا غافلگیر می کنم. چرا یک کتاب بنویسید تا مردم را از آنچه قبلا می دانید بگویید؟ علاوه بر این، یک مرجع تنها برای برادلی برای متقاعد کردن من این است که این تعریف فلسفه صحیح نیست. اگر رمان هکسلی به شدت بر این ایده متکی باشد، باید آن را با بیش از یک بیانیه واحد از مادورا مورد حمایت قرار دهد. در حقیقت، ماند بی درنگ با رد غریزه به عنوان جداگانه از تهویه، بیانیه را رد می کند و به نظر می رسد که جمعیت متمدن جهان به طور عمده تحت کنترل قرار می گیرند، به نظر می رسد که در جهان هوکسلی، درست است. جهان آینده که در آن مردم بدون اطلاع از اشتیاق و درد، محتاج محتوا هستند. متأسفانه، او هر دو موفق به ساخت یک داستان جالب برای تنظیم در این جهان می شود و استدلال فلسفی قوی را بنویسد که چرا چنین جهانی برای انسان مضر خواهد بود. او بر خطاهای واضح جهان و واکنش شهودی خواننده تکیه می کند و بدین ترتیب بینش عمیق تر را فراهم نمی کند. به عنوان یک پیام اجتماعی، به عنوان یک رمان و به عنوان بیانیه ای در مورد نحوه رفتار انسان، جهان تقریبا در هر سال به سال 1984 رسیده است. یک کلمه از ستایش من به رمان هکسلی می گوید که دیستوپیک او غیر معمول و جذاب تر از اورول است. اگر فقط او گنبد چیزی بیشتر با آن بود.

مشاهده لینک اصلی
با توجه به این که کتابهای دودویی به طور کلی اولین انتخاب من نیستند، من به عنوان خوانده شده در کتاب به عنوان خوانده شده .... و مطمئن نیستم که عمق کامل این کتاب را درک کنم - که نوشته شد 21 سال قبل از اینکه من متولد شدم .... حتی می توانم ببینم آلدو هاکسلی ذهن درخشان دارد. من سعی کردم نظر خود را درمورد توطئه هایی که دوست داشتم دوست داشتم بنویسم سعی کردم هشدار می دادم که در جهان اتفاق می افتد و می خواهیم تجسم ایده های موجود در آینده داشته باشیم (آیا او به 2017 فکر می کرد؟). ... و خود داستان را دنبال کنید، سعی کنید در داخل سران شخصیت های ایجاد شده قرار گیرید. ببینید ... من در این خیلی خوب نیستم. این نوع خواندن برای من سخت است. ..... این چند چیز است که من فکر می کنم از این کتاب دریافت کردم ..... هزاران نوزاد کوچک از یک سلول متولد شده ..... اما نه از یک مادران رحم .... و این ها جادوگران جادوگر بودند ... (خیلی بد برای شما جانی - شما تقریبا بی نهایت bean - و شما می توانید به تمام مشاغل زیرزمینی shitty در جهان). ..... جنین ها در بطری ها در آزمایشگاه ها انكوبه می شدند ...... هیچ سنتی وجود نداشت كه برای خانواده های بیبر در این جامعه وجود داشته باشد - هیچ خانواده ای وجود نداشت - هیچ گونه تولید مثل جنسی وجود نداشت! ..... برای این همه دلیلی وجود دارد. Embryos توسط موقعیت اجتماعی خود تقسیم شدند. پنج كاستی داشتند: آلفا، بتا، (خنده داران خوش شانس) ..... و دلتا، گاما و اپسیلون ..... (جادوگران جادوگر) ...... اوه اما صبر كننده یك جفت برنده ™ T برای خود متاسفم زیرا این اتوپیایی است .... که هر کس ساخته شده است که خوشحال باشد - همانطور که همه هویت شخصی از بین رفته است. داروها سرد هستند .... حتی تشویق می کنند! همه باید سنگسار شوند. پس؟ چگونه انجام می دهم؟ آیا من تا حدودی این کتاب را درک می کنم؟ ... آنچه که اولدوس هاکسلی می گوید این است که آینده SCARY به نظر می رسد! /! .... آن را ترسناک در سال 1931 دید .... و هنوز هم به نظر می رسد ترسناک در سال 2017. یکی از پیش بینی هاکسلی در نقطه بود: سرگرم کننده Bombastic-Pretentious-Pompous RIDICULOUS Senatorial! (هاکسلی مهربان تر بود و از تمام آن صفت ها استفاده نمی کرد) .... اما ممکن بود او بداند که چطور واقعا می شود! خیلی بیشتر در این رمان باریک جیم - ما در مورد تاریخ به روشن شدن - دین - مصرف گرایی - احساسات (نگران نباشید - شما باید نگران نباشید - این هیچ جامعه نگران نیست). ما تبدیل شدن به deadbeats! لطفا بررسی های دیگر را بخوانید - من فکر نمیکنم اگر این کتاب را به طور کامل بخوانم. با این حال ... به نظر می رسد من نباید در مورد آن همه با توجه به انسان درخشان خود را ... آلدو هاکسلی! خواندن بسیار ارزشمند! (حتی برای یک دختر که چیزی را درک نمی کند) چطور .... حالا می توانم روزم را شروع کنم .... همانطور که همه چیز در دنیا خوب است. ðŸŒ

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دنیای قشنگ نو


 کتاب به خدای ناشناس
 کتاب منم کلودیوس
 کتاب تئاتر و همزادش
 کتاب مفهوم امر سیاسی
 کتاب شاهین مالت
 کتاب تعالی اگو