معرفی کتاب پی یتر لتونی

اثر ژرژ سیمنون از انتشارات موسسه فرهنگی هنری جهان کتاب - مترجم: عباس آگاهی-دهه 1930 میلادی

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ چهارشنبه 5 مهر 1396
هر نژادی بوهای خودش را دارد که نژادهای دیگر از آن متنفرند. سربازرس مگره پنجره را باز کرده بود و پیوسته پیپ می‌کشید، ولی بوهای مبهم هم‌چنان ناراحتش می‌کرد.


خرید اینترنتی کتاب پی یتر لتونی
معرفی کتاب پی یتر لتونی
جستجوی کتاب پی یتر لتونی در گودریدز

معرفی کتاب پی یتر لتونی از نگاه کاربران

نمره ی واقعی: دو و نیم

داستانش بدک نبود. به نظرم توصیف جون کندن مگره در طول داستان بیشتر جذاب بود تا گشوده شدن گره های داستان

ترجمه هم معقوله. البته یه ویرایش باید بشه برای اشتباهات لپی، به طور خاص افتادگی ها - حتی یک مورد چند خط ترجمه نشدن. اگر با ترجمه ی انگلیسی تطبیق بدین تفاوتای بیشتری پیدا می کنین - چون مترجم انگلیسیِ نسخه ای که من پیدا کردم یه جاهای معدودی، جمله ها رو برای مفهوم شدن مفصل تر کرده و به نظرم کار خوبی کرده. به هر حال این افتادگی ها اصلا در حدی نیست که اثر رو مخدوش کنه فقط چند جا رو گنگ کرده

از چندلر به سیمنون

بعد از خوندن اغلب رمان های مفصل کارآگاهی چندلر اومدن سراغ ژرژ سیمنون به معنی یه تغییر کلیه. از نظر محتوایی دیگه خبری از اون باندهای مافیایی و لاتای بزن بهادر اسلحه بدست نیست؛ از نظر سبکی هم خبری از دیالوگای درخشان، توصیفات مفصل، و طعنه های تند و تیز شخصیتا به هم نیست. خود مگره هم از قماش مارلو نیست - هر چقد مارلو خوش و خرم بود و خیابونی، مگره جاافتاده است و کم حرف و جدی. البته مارلو کارآگاه خصوصی بود ولی مگره کمیسر پلیس قضائیه. میشه گفت یه جورایی پدیدار شدن دوباره ی امید به امکان نیک بودن دولت و دستگاه های حکومتیه - برخلاف داستان های چندلر که پلیسا خودشونم اغلب سرشون تو آخور مافیا بود؛ اینجا واسه سیمنون مأمورا آدمای خوبین اما عموما رودست می خورن

اما آیا همه ی اینها ضعف آثار سیمنون ان؟ سوای دیالوگ نویسی ها به نظرم نه. داستان های چندلر با اوضاع تاریخی آمریکای اون دوره و مهم تر از اون با شخصیت مارلو چفت بودن اما داستان های سیمنون توی فضای مدنی فرانسه اتفاق می افتن و راست کار امثال مگره اند. به نظرم چندتا کتابی که از سیمنون خوندم یه ویژگی دارن: برملا کردن جنبه های روانی بدون لفاظی و شلوغ کاری. چندلر قهرمان سبک بود اما سیمنون ساده و بی شیله پیله قصه ی آدمای معمولی رو تعریف می کنه

در مورد نقش زن ها در آثار چندلر ذیل داستان هاش چیزایی گفته بودم. به نظرم سیمنون کلیت همون نگاه چندلری به زنا رو داره منهای یک چیز: عشوه های خرکی. تو داستان های چندلر هر شخصیت زن داستان یه داستانی با مارلو داشت. اما اینجا اشارات در حد چند کلمه است. شخصیت زمخت مگره که ازدواجم کرده - برخلاف مارلو - دیگه رادست اونجور تصویرپردازیا هم نیست

بیرون کشیدن برخی بندهای کتاب برای تأمل بیشتر

(view spoiler)[

الف. معضل مهاجران


یکی از مضامینی که تو این کتاب زیاد به چشم من اومد بحث نگاه منفی به خارجی ها - خصوصا اروپای شرقی ها - بود. شخصیت منفی این داستان هم زاده ی اروپای شرقی است و هم یهودی - و این دو با هم قضیه را بدتر هم کرده. نمی دانم اگر مگره امروز هم این داستان را می نوشت خصوصا بخشای مربوط به جهوداشو خفیف تر می کرد یا نه. نمونه هایی از این حرف ها رو اینجا نقل می کنم. البته اینا رو نقل می کنم نه برای بحث اخلاقی صرف بلکه برای اینکه فکر کنیم روی مفهوم بیگانگی و مهاجرت


بر بارانی اش همه جور لکه ای دیده می شد. در کل، نمونه ی جماعتی بود که خوب می شناختشان: ولگردهای اروپایی، که تقریبا همیشه از اهالی کشورهای شرق این قاره هستند، در پست ترین مسافرخانه های پاریس اقامت می دارند، گاهی در ایستگاه راه آهن می خوابند، به ندرت در شهرستان ها ساکن می شوند، در واگنهای درجه سه سفر می کنند یا قاچاقی - ایستاده بر پلکانها یا باقطارهای باربری


در سرسرا به دو لهستانی برخورد، که پیراهنشان یقه ی مصنوعی (فوکول) نداشت و تا چشمشان به او افتاد سربرگرداند... در هر سوراخ سمبه ای، در هر گوشه ی نیمه تاریکی، در بن بست ها، در راهروها، حضور انبوه انسان ها و زندگی موذیانه و شرم آورشان حس می شد. سایه وار از کنار دیوارها می خزیدند. دکاندارهای جنسهایی می فروختند که حتی اسمشان به گوش فرانسوی ها نخورده بود
به فاصله ی کمتر از صد متر، خیابان ریوولی و خیابان سن آنتوان، عریض، نورانی و دلباز، با ترامواها و مغازه های آراسته و پاسبانهایشان، جلوه گری می کردند؛ پنداری متعلق به عالم دیگری باشند


کمیسر سرشت چند نفر از این تیره را عمیقا بررسی کرده بود، همگیشان متفکر و هوشمند بودند. و آنهایی که، هنگام تحصیل ناتمام پزشکی، در محله ی لاتین شناخته بود متحیر و گیجش کرده بودند ... یکیشان را خوب به یاد می آورد: جوانی لهستانی و لاغراندام که در بیست و دو سالگی نصف سرش طاس بود؛ مادرش در کشورشان کلفتی می کرد و او طی هفت سال تحصیل در سوربن جوراب به پا نداشت و تمام روز جز یک تکه نان و یک دانه تخم مرغ چیزی نمی خورد. وسعش نمی رسید جزوه های درسی را بخرد و به ناچار همه چیز را در کتابخانه های عمومی می آموخت. نه از پاریس چیزی می دانست، نه از زنها، نه از خصلت فرانسوی، اما همین که تحصیلش تمام شد، کرسی استادی مهمی در ورشو به او پشنهاد کردند. پنچ سال بعد، مگره او را دید که جزو هیئتی از دانشمندان خارجی به پاریس برگشته بود؛ همانقدر خشک و سرد و بی احساس. شام را در کاخ الیزه خوردند
...
همیشان آدم هایی چنین ارزنده نبودند. اما تقریبا تمام شان به علت تعداد و تنوع چیزهای مختلفی که می خواستند بیاموزند و می آموختند، باعث تعجب می شدند. یادگیری برای نفس یادگیری


هر نژاد بویی دارد که نژادهای دیگر از آن بیزارند. مگره پنجره را باز کرده بود، یک بند پیپ می کشید، اما بوهایی ناخوشایند و محو همچنان شامه اش را آزار می دادند


تار موهایش همه جا پیدا می شد، ضخیم و چرب مانند موهای آسیایی ها


بازپرس کوملیو: اصلا نمی فهمم چرا این همه خارجی سر ما خراب شده اند و برامون مزاحمت ایجاد می کنند! چرا اختلافاتشون رو نمی برند کشور خودشون


ب. زن مگره در پس پرده ی داستان

مگره می دانست هر وقت به خانه برگردد، زنش فقط گونه اش را می بوسد، قابلمه ی غذا را روی شعله ی روشن اجاق می گذارد و کمی بعد بشقاب را با خوراکی، که بوی اشتهاانگیزش در اتاق پیچیده است، پر می کند. کمتر پیش می آمد خانم مگره کنجکاوی نشان بدهد؛ حداکثر اینکه اگر می دید شوهرش سرمیز عوض اینکه غذا بخورد چانه اش را بین دستها گرفته و در فکر است، با لحنی ملایم می پرسید: @اوضاع روبراهه؟@. چه سر ظهر به منزل می آمد، چه پنج بعد از ظهر، ناهار همیشه آماده بود


(hide spoiler)]


مشاهده لینک اصلی
ادبیات ژانر ... واقعا نمی‌دونم باید چی نوشت در مورد کتاب‌هایی با این سبک و به این سیاق.
نمی‌پسندم. نمی‌پسندیده‌م. نخواهم پسندید!
ولی اگر قرار باشه جدای از سلیقه صحبت کنیم، در گفتمان خودش کتاب قدرتمندی بود.
کاراکترها محکم. فضا ملموس. نثر روان. توصیف‌های آلن‌پویی و تند و تیز.
کتاب الکی‌یی نبود. خوندنش بهتر از نخوندنش بود. این برای من توی ژانر پلیسی-معمایی کافیه، شاید.

مشاهده لینک اصلی
در اینجا این یک فریب متمایز از این نخستین رمز و راز مایگرتی است. به خودی خود جالب است، زیرا این یک داستان درباره یک محقق بین المللی و یک سرمایه گذار آمریکایی در یکی از بهترین هتل های پاریس است. مطمئنا این فریاد زدنی از زرق و برق را می دهد. در دست یک لسلی چارلیس یا یک آگاتا کریستی، زرق و برق را می توان براق کرد و بیشتر از هر چیز دیگری بازی کرد. اما در این رمان، همه چیز از طریق جسارت و حضور جامع Inspector Maigret â € \"مردی که هیچ زمان برای زرق و برق ندارد. این یک پلیس است که بسیاری از (خیلی از افراد) بد دیده را دیده است، که می داند که او به اندازه کافی پرداخت می شود و به خوبی می داند که نتیجه ی موفقیت آمیز هر پرونده ی جنایی به معنی حجم زیادی از پرونده ها برای او است. به طور خلاصه مردي بدون زماني براي شگفتي است و به اين ترتيب كتاب تمام اين عناصر درخشان را مي گيرد و آنها را به يك داستان كوروش و پوليس تقسيم مي كند و بسيار كم بيننده است. با این وجود این فیلتر همچنین مدیریت می کند عناصر دیگری را که معمولا به رمز و راز جرم تبدیل شده اند، منتشر کند: برای مثال، هیجان. در â € ~Pietr لاتوایی صحنه تعقیب صرفا از نقطه نظر آنچه میگیر باید برای رسیدن به اهداف خود و نحوه او در مورد آن، به جای خطرات و خطر درگیر دستیابی به این اهداف، گفته شده است. این کار تنش را از بین نمی برد. اما پس از آن این بازجو مشتاق و محکم است و مایگرت از هیجان نرفته است. او تا به حال مشغول به کار است. بنابراین به نظر می رسد نقص وجود دارد (و بدون آن واقعیت است که سیمنون در این نقطه واقعا نمی توان از ایجاد شخصیت های به یاد ماندنی، فراتر از مایگر، و شاید شخصیت عنوان ، بقیه فقط cyphers هستند) و در عین حال چیزی کاملا اجباری در مورد Pietr لتونی است. یک فرمانده پلیس جنجالی که مستحکم و بدون سر و صدا است و قصد دارد کارهایی را با شرایط خاص خودش انجام دهد و شما می دانید که «عمدتا موفق» است.

مشاهده لینک اصلی
یک روال پلیس کاملا جامع، آغاز یک سری از بازجوانی که به زحمت و ضعیف عمل می کنند. یک رمز و راز نسبتا آهسته و پیچیده بود. نور زیاد، دوره زمانی، محیط و فضای رمان بود. در این نسخه خاص، چندین خطا وجود داشت، هرچند هیچ چیز بزرگ نبود.

مشاهده لینک اصلی
اولین آن است. خداحافظ برای این مجوزهای پنگوئن، من شروع به فکر کردن کردم که هرگز یک کپی پیدا نکردم. این ماجراهای اولیه چیزی شبیه آنچه که این سری ها تبدیل نمی شود، به طور بالقوه سیمونون امید زیادی برای موفقیت ادبی برای تعداد انگشت شماری از رمان های ماجرات نوشته شده است قبل از راه اندازی آنها به عنوان یک کار کامل در اثر تبریک؛ بنابراین توضیح ماهیت وجودی آنها را در مقایسه با تجربیات گاه به گاه بیش از یک غذای ظریف و نوشیدنی خشن است که آثار بعدی را توصیف می کند. از کتاب های اولیه Pietr چشمگیر ترین به عنوان مستقل در دوران رم است، اما واقعا آن چیزی که Ive آمد متاسفانه در یک ماجرا نگاه کنید. اساسا مایگر به دنبال یک مرد در اطراف پاریس برای 160 صفحه پس از قتل در قطار، تمام وقت یادگیری برای شناسایی و با جنایتکاران همدردی. این چیزهای بسیار عجیب و غریب برای این سری است اما طرح نهایی آنقدر پیچیده شده است که به طرز عجیبی و بعید به نظر می رسد که همه آن را کمی عجول و صاف می کند. من نمی توانم در همه چیز شگفت زده شود تا متوجه شود که کریستوفر کریستر این رمان را خوانده است شباهت ها با کار بسیار معروف خود است.

مشاهده لینک اصلی
اگرچه من طرفدار رمانهای جنجالی بین جنگها هستم (این در سال 1930 منتشر شد)، من هرگز رمانهای بازرس مگرت را خوانده ام. این اولین بار در سری بازی های طولانی است که توسط پنگوئن چاپ شده است و شامل بازرس کلیدی کارآگاه است. این کتاب با مایگرت باز می شود و یک تلگراف از کمیته پلیس جنایی بین المللی دریافت می کند و هشدار می دهد که او به پیروزی لتونی متولد می شود. مسلح با توضیحات، میگرتی برای Gare du Nord به سر می برد، جایی که وی معتقد است که مجروح شدن قطار را مشخص می کند - فقط برای پیدا کردن یک جسد کشف شده در قطار که با توصیف فیزیکی Pietr شرح داده شده است. بسیاری از این رمان کوتاه با استفاده از Maigret انجام شده است که از پاهای قدیمی و پررنگ استفاده می شود. شما با این واقعیت که او فقط اجاق گاز را در دفتر خود به درجه حرارت مناسب برده است، همدردی می کند، زمانی که او باید دوباره در سرما و باران قرار بگیرد، همانطور که وقایع اتفاق می افتد. مردی که شاهد ترک قطار است، در هتل منحصر به فردی که با میلیونرهای همراه است، حل و فصل می شود؛ مردم به نظر می رسد ناپدید می شوند و دوباره ظاهر می شوند، نام و ظاهر را تغییر می دهند و با این حال مایگرت صبور است و به تدریج رمز و راز را باز می کند. این بیشتر ترسناک تر از بیشتر اسرار است که در عصر طلایی 1930 به دست می آید. ما از هتل ها و تئاتر های لوکس به خانه های شبانه روزی سفر می کنیم و برخی از شخصیت های ملاقات ما ناامید کننده هستند. من خوشحالم که من در نهایت شخصیت ماجرا را دیدم و جهان داستانی او را کشف کردم و مطمئن هستم که در سریال خواندن خواهم داشت. این به طرز شگرفی پر از پروسۀ گلرنگ نیست، اما با محرمانه بودن مفهوم عالم اموات و مایگرات به عنوان متعهد و اغلب دلسوزانه محقق، نوشته شده است.

مشاهده لینک اصلی
این یک خواندن دوباره برای من است. همین دلیل که من دوباره آن را خواندم باعث شد رتبه من از چهار ستاره به پنج تغییر کند. در مورد این رمز و راز نخست توسط ژرژ سیمونون چیزی شگفت انگیز برای من منتشر شده است که نه تنها توسط استادان پیچیده است. Maigret و Enigmatic Lett توسط چندین نام نامیده می شود: در فرانسه، آن را به عنوان Pierre-le-Leton منتشر شد. به زبان انگلیسی آن را به نام سوئیت در Majestic، مورد عجیب و غریب از پیتر Lett، مورد پطرو Lett، و عنوان نشان داده شده در بالا می رود. من به عقب برمی گردم به اسرار Simenons، هر دو رمان های ماگرتی و غیر خود ماجرا . هر دوی آنها یکنواخت عالی هستند، اما من خودم را به مایگرتی کشانده ام؛ زیرا در پایان، مرموز تر از جنایتکاران اصلی است که او می رود: خداوندا! آیا این راهی است که شما برای کسی جستجو می کنید؟ @ به شما گفتم از پلیس. شوهر من ممکن است کشته شود .... منتظر چه هستی؟ زل زدن سنگین که او روی او گذاشت صد درصد میگرا بود. کاملا آرام کاملا بی تفاوت است همانطور که اگر او فقط شنیده بود وزوز پرواز. همانطور که اگر او به دنبال برخی از شیء به طور کامل عادی نگاه کنید. Superior Maigret Flying Squad # 1 یک مرد بزرگ است که هوا را از هر اتاق که وارد می کند بیرون می زند. او همچنین درجه مغناطیسی است. ما همیشه نمی بینیم آنچه که انسان فکر می کند، و سرگرم کننده است در انتظار رسیدن به مورد روشن است. و این مورد dozie است. با شروع یک قطار از پیتر لات، هشدار یادداشت اینترپول آغاز می شود. مایگر با قطار ملاقات می کند، پیتر می بیند، و پس از آن شگفت زده شده است که در قطار مردی شبیه پیتر لایت، یک قاتل بوده است. ما پرونده را به بندر مژک FÃ © اردوگاه، جایی که یک معتاد به نام سوان با یک مادر جوان ازدواج کرده است، دنبال می کنیم. این روسی یک شباهت کمی با پیتر دارد ... شما آن را حدس زدید ... Lett.Maigret وقت دشوار است تصمیم بگیرد که برای دستگیری پیتر، چرا که شواهد علیه او بسیار نازک است. در نهایت، او او را تحسین می کند، خودش را در مقابل او قرار می دهد، هرچند دنده هایش از یک زخم گلوله ای تا زخم رنج می برد. چند فصل اخیر، به عنوان میگره ساقه و در نهایت قاچاق خود را ناخن جذاب است.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب پی یتر لتونی


#ادبیات فرانسه - #داستان معمایی - #داستان جنایی - #ادبیات کلاسیک - #دهه 1930 میلادی - #ادبیات بلژیک - #صد کتاب قرن لوموند - #انتشارات موسسه فرهنگی هنری جهان کتاب - #ژرژ سیمنون - #عباس آگاهی
#انتشارات موسسه فرهنگی هنری جهان کتاب - #ژرژ سیمنون - #عباس آگاهی
کتاب های مرتبط با - کتاب پی یتر لتونی


 کتاب جلاد
 کتاب مدار راس السرطان
 کتاب مادر
 کتاب شاهین مالت
 کتاب جان شیفته
 کتاب مرفی