معرفی کتاب کسی برای دوشیزه بلندیش دسته گل ارکیده نفرستاد

اثر جیمز هدلی چیس از انتشارات ترانه - مترجم: فرهاد منشوری-دهه 1930 میلادی

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ دوشنبه 1 آبان 1396
خانم Blandish - مزدور بی گناه، نفیس و آسیب پذیر - توسط یک باند از کت های بی رحم ربوده شده است که هرگز سعی در جرم بزرگ در زمان. آدم ربایان خود را از دست داده و میلیون دلاری را از دست می دهند.

هنگامی که دیو فینر استخدام شد تا ربایان بلندی را استخدام کند، او می دانست که در پیدا کردن دختران علیه او - پلیس هنوز به دنبال او سه ماه پس از پرداخت جریمه بود. و ربایندگان، رایلی و باند او، در هوا نازک ناپدید شده بودند. اما چیزی که هیچ کدام از آنها نمی دانست این بود که خودش توسط رایانه ای رقیب از بین رفته بود - و اکنون وارث وی به دست مای گریسون و پسرش اسلیم، قاتل شریری بود که نمی توانست از زنان بیرون برود ... به ویژه زیبای او اسیر جدید با گذشت زمان Fenner شروع به بستن در آنها، برخی از چیزهای وحشتناک به خانم Blandish اتفاق افتاده بود ...


خرید اینترنتی کتاب کسی برای دوشیزه بلندیش دسته گل ارکیده نفرستاد
معرفی کتاب کسی برای دوشیزه بلندیش دسته گل ارکیده نفرستاد
جستجوی کتاب کسی برای دوشیزه بلندیش دسته گل ارکیده نفرستاد در گودریدز

معرفی کتاب کسی برای دوشیزه بلندیش دسته گل ارکیده نفرستاد از نگاه کاربران
هیچوقت خیلی اهل خوندن رمان‌های پلیسی نبودم،در واقع فکر کنم تنها رمان پلیسی که جز این کتاب خوندم قاضی و جلادش بوده.اما یه روز دیدم که امیلی امرایی تو توییترش نوشته که کسی برای دوشیزه بلندیش دسته گل ارکیده نفرستاد یکی از بهترین‌های رمان پلیسیه همین شد که خریدمش و الان هم خوندمش،با اینکه تجربه‌ی زیادی تو خوندن کتابهای پلیسی ندارم فکر میکنم واقعا یکی از بهترین‌هاست و این واقعیت که این کتاب در سال ۱۹۳۹ نوشته شده و اولین کتاب نویسنده بوده تا حدی باورنکردنیه برام!
این رمان از اون داستانهایی نیست که شما رو با خودش همراه میکنه تا به دنبال جنایتکار بگردید بلکه از همون اول با جنایتکارها شروع میشه و دقیقا میدونید چه اتفاقی داره می افته و نویسنده هیچ جا نخواسته بهتون بگه آهان!دیدی اشتباه میکردی؟دیدی نتونستی حدس بزنی که چی قراره بشه؟
شخصیت‌پردازی خیلی خیلی خوب بود،برداشت من اینه که تو اکثر رمانهای پلیسی شخصیت‌های زن بیشتر نقش دکور رو دارن اما اینجا علاوه بر شخصیت‌های دکوری ماما گریسون رو داریم که رهبر یه گروه جنایتکاره،یا خود دوشیزه بلندیش.
دیدی که نویسنده به جنایت و جنایتکار و قربانی جنایت داشت درخور توجه بود،دقتی که به حالت روانی شخصیت ها به خصوص قربانی داشت عالی بود.مثلا یه جا هست که دوشیزه بلندیش وقتی فرصت فرار براش فراهم شده به کسی که این فرصت رو براش فراهم کرده میگه که میخواد تا آخرین لحظه‌ی زندگیش پیش اون آدم ربایی که این چند ماه رو زندانیش کرده و باهاش گذرونده بمونه و یا وضعیتش بعد از آزادی و ....
ترجمه‌ی کتاب هم از اون دست ترجمه‌های روون بود که مترجم خیلی جاها از اصطلاحات و معادلات کاملا فارسی استفاده کرده بدون اینکه مثل بعضی ترجمه ها که همین کار رو کردن آدم حس کنه تو متن داستان دست برده مترجم،یه جاهایی کیف میکردم از این ترجمه.مثلا از @جانا سخن از زبان ما میگویی@و اینجور عبارات استفاده کرده بدون اینکه تو ذوق بزنه و البته عبارت اصلی رو هم تو پاورقی آورده.

مشاهده لینک اصلی
ماما گريسون زني بود تنومند ، با هيكلي بي‌اندازه چاق و گوشت‌آلود. گوشت صورتش مثل دو كيسه شل از دو گونه‌اش آويزان بود. موهاي چين‌دارش به رنگ مشكي تند نامطبوعي رنگ شده بود. چشمان ريز براق‌اش مثل شيشه سرد و بي‌حالت بود. يك پيراهن كثيف توري به رنگ كرم پوشيده بود. بازوهاي عظيم‌اش با آن رگ‌هاي خوني برجسته رگه‌رگه. لابلاي شبكه توري پيراهن‌اش ، مانند خميري كه از صافي رد شده باشد ، بيرون زده بودند. از نظر جسماني به اندازه يك مرد قوي بود. پيرزن زشت و ترسناكي بود و همه افراد دار و دسته‌اش از جمله اسليم ، به شدت از او مي‌ترسيدند.

مشاهده لینک اصلی
احتمالا بهترین کتاب جیمز هادلی چیس است. یک کتاب بسیار خوب نوشته شده؛ unputtableable، و یکی از بهترین رمان های هیجان انگیز جنایی از همه زمان ها. حیله فراموش نشدنی است و خانم بلندی نیز چنین است. یکی از کتابهای سنتی قرن بیستم است.

مشاهده لینک اصلی
لاغر، هنوز نشسته بود، نقطه چاقو درست زیر ناخن ریل را نگه داشت و وزن خود را روی دسته گذاشت. چاقو به آرامی به سمت کره رفت. رایلی لبهایش را برداشت. دهانش باز شد همانطور که در آنجا ایستاده بود، شگفتی طولانی از نفس اخراج شد. اشک از چشمانش پرید لاغر به عقب برگشت و چاقوی سیاه چاقو را از ریل خارج کرد، مانند یک بدبختی وحشتناک. رایلی شروع به گریه کردن کرد. زانوهایش لرزید، اما بند ناف او را نگه داشت. وزنش روی طنابها باعث شد که دست چاقو به طوری که تیغه به آرامی در داخل آن عمیق تر بریده شود. صلح چند متر به چمن نشست و خودش را سیگار می زد. او کلاه خود را بر روی چشمانش فشار داد و به رایلی خندید. \"وقت خود را صرف کنید، پال، ما عجله کردیم.\" او به او لبخند کجی داد و انگشتانش آسمان را کشید. â € ~Anâ € ™ T آنها ابرها بسیار؟ â € ™ لاغر Grissom یک روانپزشک است. تمایلات او برای بی رحمی بودن زمانی که او هنوز در مدرسه درجه بود ظاهر شد. او حیوانات کوچک را بریده و دختران کوچک را شکنجه می کند. او دوست داشت درد را تحمل کند. جیمز هادلی چیس Slim Grissom را ایجاد کرد. او در لندن یک کتابفروشی بود، زمانی که تصمیم گرفت یک رمان گانگستر آمریکایی خرد شده را بنویسد. با کمک یک دیکشنری اسرار آمیز آمریکایی و کتاب های دنیای جنایتکار آمریکا، او اولین رمان «No Orchids For Miss Blandish»، بیش از شش هفته تعطیل، نوشت. منتشر شده در سال 1939، این کتاب یکی از بهترین کتابهای این دهه است. این یک بازی بود و در سال 1948 توسط یک کارگردان فیلم بریتانیا فیلمبرداری شد. در سال 1971 تحت نام The Grissom Gang، نسخه آمریکایی کارگردانی رابرت آلدریچ منتشر شد. این کتاب عصبی است. من هنوز گريت را از دندانم برداشتم. دو بچه به نام رایلی و بیلی این ایده را برای سرقت گردنبند غول پیکر ارزش پنجاه هزار دلار داشت. گردنبند تبدیل به یک دختر زیبای یکی از ثروتمندترین مردان در ایالت می شود. همانطور که اتفاق می افتد زمانی که افراد احمقانه یک جرم را برنامه ریزی می کنند، همه چیز اشتباه می رود و با دختر و گردنبند به پایان می رسد. â € من می دانم این دختران غنی، â € بیلی شکایت، لب فوقانی خود را پیچش یا حلقه زنی در انزجار. â € œThe آنها نمی دانند که آنها اینجا برای اینجا .â € در حال حاضر زمانی که دو بیت دزد گام به آدم ربایی آنها تمایل به بیش از سر خود را در عجله بسر می رسانید. همانطور که شما قبلا از نقل قول باز به این بررسی تجربه کرده اید، Slim Grissom و باند خود را در عمل. آنها دختر را می گیرند و به مادرم می روند. Ma Grissom، رهبر این سازمان نافرمان، همانند زشتی است که خانم Blandish زیبا است. \"از صندلی او، مری گیسسوم خانم بلندی را به مغز او خیس کرد. او با زیبایی او تحریک و تحریک شده بود. ما یک تناقض ناپسند به دختر بود. Ma Grissom بزرگ بود، به شدت چربی و یکپارچه. گوشت در دو کیسه شل هر دو طرف چانه اش آویزان شد. موهای چروک خود را رنگ سخت و خشن سیاه رنگ می کردند. چشمان کوچکش پر زرق و برق و به عنوان شیشه غیر شخصی بود. قفسه سینه فلیپ بزرگ خود را با جواهرات ارزان خریداری کرد. او یک لباس توری رنگ کرم رنگارنگ داشت. اسلحه های بزرگ او، پهن با رگه ها، از طریق شبکه توری مانند یک خمیر که در یک غربال جوش قرار دارد، از طریق شبکه بیرون رفته است. به طور فیزیکی او به اندازه یک مرد قدرتمند بود. او یک زن پیر زنبق بود و هر عضو این باند، از جمله Slim، از او ترسید. مای گریسوم از فیلم 1971 Movie Mia، برنامه ای برای چگونگی گرفتن پول و پاک شدن را دارد، اما Slim به طور غیر منتظره یک میمون را پرتاب می کند آچار را به طرح دقیق طراحی شده است. او تصمیم می گیرد که دختر را نگه دارد. در حال حاضر این افراد به طرز شگفت انگیزی از هم جدا می شوند؛ چرا که هرگز به هیچ وجه علاقه ای به دختران نشان نمی دهد مگر اینکه به عنوان موجوداتی که از او ضعیف تر است، می تواند درد را تحمل کند. خانم Blandish زیبا است â € œ مانند چیزی از کتاب داستان و او شکننده، بی حوصله و مهمتر از همه او در درک او است.سلیم می شود راه خود را. â € لامپ برهنه، نوسان در سقف، به طور ناگهانی رفت. تاریکی بر روی پاهایش افتاد. او دست های سردش را به او زد و او را به عقب برگشت، به طوری که او در کنار تخت نشسته بود، سرش را بالا انداخت. موهایش اندود کردن فرش کثیف را برداشت. او به سیاه و سفید نگاه کرد، اشک در چشمانش چسبیده بود و چهره اش را پایین می انداخت. هوای گرم اتاق به طور ناگهانی روی بدن او عجله کرد و یک وزن بی رحمانه و غیرمنتظره او را به ورق های فرو ریخت. مقاومت او رفته بود، توسط یک ابر سنگین که مغز او را پیچیده بود پنهان شده بود. او صدای کوچک و ترسناکی را به او نشاند. â € تو به من آسیب زده ... â € لیندن Travers که خانم Blandish در نسخه فیلم 1948 بازی کرد ... در این نقطه در کتاب من دست من را بر دهان من پیدا کردم. دچار اشتیاق شدم نفس بکشم. ظلم و ستم لحظه ای از کسی که در این حباب امنیتی بزرگ شده است، پیدا کردن خودش را در وضعیت غیرممکنی قرار می دهد که او را نابود می کند و نمی تواند حتی متوجه شود که چطور یا چرا زندگی اش چنین چرخشی غم انگیز و غم انگیز را به خود جلب کرد. بنای ادبی به ویژه توسط جورج اورول که مقاله ای را مطرح کرد که فضایل این کتاب را برجسته می کند. او حتی برای Orchid Miss Blandish با کار ویلیام فاکنر مقایسه می کند. â € برای شروع، داستان مرکزی آن بسیار شباهتی به ویلیام فا دارد ...

مشاهده لینک اصلی
به نظر می رسد آمریکایی بیشتر از انگلیسی است. با گانگستر و همه چیز، نوعی که شما در پالپ داستانی پیدا می کنید - هیچ شخصیتی هیچ اخلاقی ندارد و جنس و خشونت زیادی وجود دارد (شما به یاد می آورید کتابهای مقدس ایزوئیبل چیست؟ این نوع از چیزها) و همه چیز کلیشه و کلیشه است. این یکی تنها در مورد مقاله اورول که در آن کتاب و ژانر را تجزیه و تحلیل می کند، ارزش خواندن دارد، و استدلال می کند که همه چیز در مورد مبارزه با قدرت و واقع گرایی است (ماهی بزرگ ماهی های کوچک، بقای مطلق ترین نوع واقع گرایی) بدون ساختن - باور به اخلاق. در بسیاری از شخصیت ها هیچ چیز برای چنین چیزهایی مثل شفقت وجود ندارد، خانم بلندی که بیشتر از همه رنج می برد، بی انصافی است به سطح که نام او هرگز نشان نداده است. او فقط به عنوان یک زن و شوهر از دیگر زنان استفاده می کند، در یک بازی بزرگ شطرنج با بازیکنان متعدد، همه مردان به جز یک ماری گریسون - که بسیار هوشمندانه و قوی است، می تواند الهام بخش فمینیستی باشد چنین غم انگیز. یکی استدلال می کند که جان کرمر و جاکر (هیت لجر یک) طبیعی هستند که از این واقع گرایی هستند. این کار به نوعی به لیستی از 100 کتاب برتر قرن بیستم و همچنین الهام بخش فیلم تبدیل شده است، که به اتفاق آرا به عنوان فیلم بدترین فیلم منتقدان نامیده شده است. من آن را تماشا خواهم کرد. اما در مورد چیزهای مهمتر صحبت کن. آیا تا به حال از بین رفته اید؟ آیا شما هرکسی را به این شیوه خاص از دست داده اید؟ یا به خاطر آن کسی که فیلم های خارج از خانه یا کتاب های شما را غمگین می بیند دید؟ از کجا این رمان های جنایی این ایده را دریافت کردید؟ آن را امتحان کنید، فقط یک مبارزه را آغاز میکنید و از کارشناس متخصص، مگر اینکه مواد مخدر یا مواد شیمیایی مفید داشته باشید، کشتن یک فرد آسان تر از آگاهی از دست رفته خود است. باور کنید، از تجربه شخصی ام می گویم

مشاهده لینک اصلی
هیچ Orchids برای خانم Blandish: جیمز Hadley Chases رمان اول @ من شرمنده از خودم. من یک فرد بدون پس زمینه، هر شخصیت و یا هیچ ایمان دارم. بعضی از مردم می توانند با این کار کنار بیایند زیرا به خدا اعتقاد دارند. من به هیچ چیز اعتقاد ندارم، مگر اینکه زمان خوبی داشته باشم. \"او مشتهایش را خم کرد و باز کرد، سپس نگاهش کرد؛ لبخند ثابت شده Fenner احساس بدی کرد. @ Miss Blandish to Dave Fenner من کاملا مطمئن هستم که امتیاز من ممکن است کمی بالاتر باشد، در واقع من در حال خواندن No Orchids For Miss Blandish بودم، همانطور که جیمز هادلی Chaseoriginally آن را در سال 1939 نوشت. با این حال، مشکل پیدا کردن یک کپی، من فکر کردم که من با کپیایی که روی لپ تاپم دانلود کردم خوشحالم. تصویری که در سال 1951 منتشر شده است مقاله کاغذباری Harlequin است. اگرچه من دلیلی برای تردید داشتم که حتا حاوی مطالب این نسخه است. من خودم را از طریق آناکرینیسم هایی که در طول نسخه ای که خوانده ام می بینم. در یک رمان نوشته شده در سال 1939، اسلیم گریسون دارای دو تلویزیون است که در آن به مدت چند ساعت به هم چسبیده است. پلیس در طی یک صحنه تعقیب کوهنوردی از یک هلیکوپتر برای ردیابی Slim و Miss Blandish استفاده می کند. تلویزیون مجددا تلویزیون را وارد می کند با اجرای قانون که شبکه هایی برای پخش واقعیت ها از فرار اسلیسم و ​​درخواست هر کس که اطلاعات را برای کمک به هراس او می گیرد، به تصویر می کشد. برای مقایسه بین نسخه های مختلفNo Orchids برای خانم Blandish ، @ من به شدت توصیه http: //www.jottings.ca/john/kelly/sba ...، حاوی تجزیه و تحلیل عمیق رمان، نسخه های مختلف آن، و پذیرش انتقادی آن، ساخته شده توسط ارنست کلی. اولین نسخه، مقاله اصلی. چیس، نویسنده و نوشتنOrOhids برای Miss Blandish James Hadley Chase (24 دسامبر 1906 - 6 فوریه 1985) Chase به نام Renà © Lodge Brabazon Raymond متولد شد. چیس فقط تعدادی از نام مستعار بود که در آن رمانهای نود و هشتاد را نوشت. او در جنگ جهانی دوم خدمت کرده است، که ظاهرا به عنوان رهبر اسکادران منصوب شده است. این به نظر می رسد چیز افسانه، احتمالا توسط چیس خود را پرورش داد. حرفه ای او یک کتاب فروشی بزرگ بود. او با استفاده از گانگسترهای آمریکایی، به ویژه کسانی که در منطقه Midwest مشغول به کار بودند، به جای سندیکاهای بزرگ از نیویورک و شیکاگو جذاب شد. با استفاده از نقشه ها و یک فرهنگ لغت اسلم آمریکایی، چیس ادعا کرد که در شش روز بهNo Orchids @ نوشته شده است. منابع دیگر نشان می دهند که فاصله بیش از 12 روز است. اما هیچ کس نمی تواند تخفیف دهد که چگونه نویسنده Chase تبدیل شد. Story @ هیچ ارکیده برای خانم Blandish @ به نظر می رسد ترکیبی از مارت Barker و باند او از پسران، و طرح اولیه طرح Sanctuary توسط ویلیام فاکنر. Ma Barker، چنین چهره شیرین. او با یک تامپسون در سال 1935 درگذشت. مایس بلندی، نامی که ما هرگز نمی دانیم، ایستاده در فلامنر معبد دریک، دختر میلیونر جان بلندی است. پدرش، جشن گرفتن او را به یک نجیب زاده مناسب جوان، پدرش را به گردن خود الماس به ارزش 50،000 دلار به دخترش تحویل می دهد. پوستر فیلم برایThe Story of The Temple Drake، @ starring Miriam Hopkins باند کم زمان، رایلی، بیلی وOld Sam @ برای کارهای بزرگ و لباس خانم Blandish ربوده شده اند. در طول قاپیدن، بیلی قاتل خانم Blandishs نادان. اگر آنها گرفتار نشوند، صندلی برای همه آنهاست. اما نگران نباشید، ادی شولز، یکی از اعضای گروه Ma Grissons، باند نقاشی Riley را می بیند و خانم Blandish را به رسمیت می شناسد. در دنیای گانگسترها، گروه قدرتمند تر از این گروهی بی صدا است که در ابتدا خانم Blandish را ربودند. ماری گریسون، اذیت می شود. سرزنش را می توان بر روی باند ریل قرار داد. در حالی که Grissons می تواند سود و بهره گیری را جمع آوری یک میلیون دلار جبران از جان Blandish. تنها یک پرواز در پماد. پس پسر معشوق معروف، Slim، a، باید بگوییم، قاتل بی رحم، فاسد و روانپریشی. اسلیمز هرگز دوست دخترش را نداشت. او ادعا می کند خانم Blandish به عنوان خود او، مجددا قدرت ماس ​​برای اولین بار در زندگی خود، حتی کشیدن یک چاقو در Ma. تغییر در قدرت در باندی که قبل از چشم خوانندگان اتفاق می افتد وجود دارد. البته خانم بلندی، نوعی از زن جوان نیست که چیزی با کسی مانند Slim داشته باشد، که موهای ریز دار و چرب دارد و تمایل به پوشیدن کثیف دارد لباس ها. من خدمات دكتر ویلیامز را به خانم باندیس می كشاند تا لاغر بتواند سركوب های خود را به محتوای قلبش برساند. دیو فینر، Chases PI را وارد كنید. فینر یک خبرنگار سابق برای یک روزنامه است. او بهترین است، با اتصال به عالم اموات و هدیه برای حفاری اطلاعات. جان بلندیس، فینرر را با چک کردن $ 3،000.00 حفظ می کند و بازپرداخت آینده $ 30،000.00 باید او را پیدا کند که مردان مسئول آدم ربایی دخترش را پیدا کنند. هس متقاعد شده است که دخترش مرده است. او می خواهد مردان که او را کشته است. Payoff اگر چه هرگز به طور انتقادی ادعا نکرد، چیس پادشاه تریلر اروپایی شد. چیدمان چیدمان خواننده را حفظ می کند که صفحات را به نظر برساند تا ببیند چه اتفاقی می افتد. من گفتم که گفتگو مربوط به چیس با تماشای بسیاری از فیلم های جیمی کغانی است. @ اوه، مس، منم میرسم Top Ma Ma! @ توصیف بسیار کم است، هر چند Chase به وضوح خطوط ...

مشاهده لینک اصلی
این یک رمان کاملا جدی است. به سختی اعتقاد دارد که این نویسنده در سال 1939 توسط نویسنده اول نوشته شده است. آن را بسیار فوق العاده گرافیکی، حتی در مقایسه با نویسندگان بزرگ سخت پخته شده از زمان مانند Dashiell Hammett و ریموند چاندلر، در توصیف رفتار gangland از زمان و minutiae قتل، علاوه بر آن است که به طور کامل انجام شده قطعه ای از نوشتن ژانرهایی که ممکن است انتظار داشته باشید از یک استاد با تجربه بخوانید. به چهار بخش تقسیم شده و ممکن است به جای فصل به عنوان @ part @ نوشته شده باشد، شما برای اولین بار به یک مرتکب آزار و اذیت تقریبا خودتان خود را به یک وارث پس از گذشت زمان (دوبار عبور ضروری) قبل از ملاقات با یک کارآگاه خصوصی که قرار است در مورد پرونده قرار داشته باشد و در نهایت طولانی ترین بخش انهدام است که من می توانم خراب شود اما در عوض من به سادگی به شما بگویم این یک سرعت گام است ، عبور تیره که امتیاز من را از 3 تا 4 ستاره به خود جلب کرده است. باندی که در این کتاب به تصویر کشیده شده است، مشهور است بر مارت بکر و پسرانش، و آنها احساس کردند که می توانند به آسانی در Empire of Boardwalk بوده اند. اتر است که چیزی است که با کلیشه های ایجاد شده توسط Chase استفاده مجدد و بهبود یافته در طول زمان و یا فقط دقت امپراتوری Boardwalk موضوع دیگری است. نکته من، اگر بتوانید آن را یکی کنید، آن است که این جادوها و جادوگران جادویی هستند، با یک جفت سنگین خون و بد. ما خوشحالیم که ما این را بخشی از گروه خبری خلع سلاح می خوانیم، اما من نمی توانم بگویم من در هر عجله ای به ادامه مطلب Chase.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب کسی برای دوشیزه بلندیش دسته گل ارکیده نفرستاد


#ادبیات اقتباسی - #داستان معمایی - #ادبیات انگلیس - #ادبیات داستانی - #داستان تریلر - #داستان جنایی - #ادبیات کلاسیک - #دهه 1930 میلادی - #صد کتاب قرن لوموند - #انتشارات ترانه - #جیمز هدلی چیس - #فرهاد منشوری
#انتشارات ترانه - #جیمز هدلی چیس - #فرهاد منشوری
کتاب های مرتبط با - کتاب کسی برای دوشیزه بلندیش دسته گل ارکیده نفرستاد


 کتاب ملاقات در سامرا
 کتاب گور به گور
 کتاب سفر به انتهای شب
 کتاب جلاد
 کتاب تهوع
 کتاب داشتن و نداشتن